X
تبلیغات
سرزمين مهـر
بـــــرگي از اسرار التوحيد
22:34     سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392

ابو سعید ابوالخیر  از عارفان بزرگ و نامي پاياني سده چهارم و آغاز سده پنجم مهي(قمري) است. زايش او در سال 347 - ۳۵۷ مهي-  در شهری به نام میهنه یا مهنه از شهرهاي خراسان است . ویرانه‌های این شهر در بين شهر هاي سرخس، مرو، هرات، نيشابور امروزی قرار دارد. او سالها در مرو و سرخس فقه و حدیث آموخت تا در يك رخداد مهم در زندگي اش درس را رها كرده و به جمع صوفيان شيعي پيوست و به وادی عرفان روی آورد. شیخ ابوسعید پس از اخذ طریقه تصوف در نزد شيخ ابوالفضل سرخسي و ابوالعباس آملي به دیار اصلی خود (میهنه) بازگشت و هفت سال زندگي را به سختي(رياضت) گذراند و در سن 40 سالگي به نیشابور رفت. در این سفرها بزرگان دانشي و ديني نیشابور با او به دشمني برخاستند، اما چندی نگذشت که دشمني به دوستي بدل شد و دشمنان وی تسلیم شدند.

http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTwoQRPTrcmEOJK0pe9LCcqfjlfUaAbH065ZSdFMRAELBBLCjLzDA

از نوشته هاي اوست :

* مقامات اربعین یا چهل مقام

 * اسرار توحید فی مقامات شیخ ابی سعید تالیف محمدبن منور

* رساله حالات و سخنان شیخ ابوسعید گردآورنده: ابوروح لطف الله نوه ابوسعید

* سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر

اما يكي از نامورترين نوشته هاي اين عارف نامي كتاب اسرار التوحيد مي باشد. اين اثر  پس از یک ‌صد و سی سال از مرگ ابوسعید ابی‌الخیر در خراسان، بدست یکی از نوادگان او به‌نام محمد بن منور نگاشته شد. تألیف کتاب پس از يورش غزان به میهنه انجام گرفته‌است و آن را در حدود سال ۵۷۰ مهي دانسته‌اند. محمد بن منور کتاب خود را به سه باب تقسیم کرده و به ویژه در باب دوم که به بیان حالات شیخ ابوسعید در سال‌های میانی زندگی او اختصاص دارد، بسیاری از گفته‌ها و سروده ها را که به زبان وی رفته، گردآوری و بازگو کرده‌است.

** بـــرگي از دفتر اسرار التوحيد

شيخ ما را گفتند : « كه فلان كس بر روي آب مي رود » . گفت : « سهل است چغزي (1) و صعوه اي(2) نيز بر روي آب مي رود» . گفتند : « فلان كس در هوا مي پرد». گفت :« زغن(3) و مگس نيز در هوا مي پرد » . گفتند :« فلان كس در يك لحظه از شهري به شهري مي رود ». شيخ گفت : « شيطان نيز در يك نفس از مشرق به مغرب مي رود . اين چنين چيزها را چندان قيمتي نيست . مرد آن بود كه در ميان خلق بنشيند و برخيزد و بخورد و بخُسد و بخرد و بفروشد و در بازار در ميان خلق، ستد و داد كند و زن خواهد و با خلق در آميزد و يك لحظه از خداي غافل نباشد ».

 

1- چغزي : قورباغه

2- صعوه : پرنده اي كوچك به اندازه ي گنجشك

3- زغن : پرنده اي شكاري كوچك تر از باز


يارينامه :

تارنماي بزرگان سرزمين پارس http://www.persian-man.ir

ويكي پديا دانشنامه آزاد



 نوشته ای از :  ‌‌‌سرزمين مهر
بمناسبت 25 ارديبهشت روز بزرگداشت "فــــــــــردوسي بزرگ "
11:11     چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392

نباشد همی نیک و بد پایدار

همان به که نیکی بود یادگار

دراز است دست فلک بر بدی

همه نیکویی کن اگر بخردی

چو نیکی کنی نیکی آید برت

بدی را بدی باشد اندر خورت

چو نیکی نمایدت کیهان خدای

تو با هر کسی نیز نیکی نمای

 برای مشاهده اندازه واقعی حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی کلیک کنید


 نوشته ای از :  ‌‌‌سرزمين مهر
درخواست همکاری با گنجه پشتیبان زیست بوم ایران
12:57     پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392

ضمن سپاس از همه‌ی دوستانی که تاکنون نظرات انتقادی، ارشادی و پیشنهادهای سازنده‌شان را برای هر چه بهتر ساماندهی و فعالیت نخستین فرآیند مالی کاملاً غیردولتی پشتیبان محیط زیست ایران ارسال کرده‌اند، تغییرات و اصلاحیه‌های صورت گرفته در پیش نویس اساسنامهی قبلی را بر اساس نظرات رسیده ارایه خواهم کرد.

    پیش از آن، ذکر چند نکته ضروری است:

لطفا نظر دهید ...

    نخست آن که برخی از دوستان، پیشنهاد انتخاب یک نام کاملاً فارسی را به جای «صندوق حامی طبیعت ایران» مطرح کردند و این گزینه تاکنون مورد توجه قرار گرفته است: «گنجه پشتیبان زیست بوم ایران». چنانچه دوستان با این عنوان جدید موافق هستند و یا آن که نظرات اصلاحی دیگری دارند، لطفاً درج فرمایند.

    دوم این که گنجه پشتیبان زیست بوم، نیاز به یک تارنمای مستقل دارد تا آخرین خبرها، تعداد اعضا، میزان اندوخته، ورودی‌ها و خروجی‌ها و نیز تصمیم‌های اخذ شده را به صورت هفتگی اعلام کند. در نتیجه به یک یا دو داوطلب نیاز داریم که مسئولیت طراحی و مدیریت این تارنما را برعهده بگیرند.

    سوم: برخی دوستان پیشنهاد صدور کارت عضویت برای افرادی که به این گنجه، کمک مالی می کنند، کرده‌اند که پیشنهاد خوبی است و سازوکارهای صدور چنین کارت‌هایی هم با کمک عباس محمدی عزیز، پیش‌بینی شده است. منتها از طراحان عزیز می‌خواهم که اگر طرحی در این مورد دارند تا کارت عضویت گنجه مطابق آن، حال و هوایی محیط زیستی‌تر یافته و طراحی و چاپ شود، لطفاً ارایه فرمایند.

    چهارم: در مورد نخستین وظیفه گنجه که همانا حمایت مالی از سلحشوران طبیعت ایران است؛ ذکر این نکته ضروری است که ما به هیچ وجه نمی‌خواهیم فرآیندی را پایه‌گذاری کنیم که ناخواسته به ترویج خشونت در مناطق چهارگانه یا اندوخته‌گاه‌های جنگلی منجر شده و محیط بان‌ها یا جنگلبان‌ها خدای ناکرده بگویند: خب دیگر صاحب یک پشتیبانی مالی برای پرداخت دیه هم شده‌ایم و بنابراین، می‌توانیم با خیالی آسوده‌تر به سوی متخلفین شلیک کنیم! اگر فردی مطابق قوانین موجود و مصوب کشور، متخلف شناخته شده و محکوم به تحمل مجازاتی است، هرگز قرار نداریم که کمک کنیم تا آن مجازات قانونی را دور بزنیم، بلکه خواهیم کوشید تا قوانین به نحوی تنظیم شوند که به نفع پاسداری بیشتر از طبیعت و پاسداران جان برکفش تمام گردد و در عین حال، خانواده‌ی این سلحشوران دربند، کمتر دچار لکنت‌های مالی شوند.

    پنجم: نشانی محل فیزیکی گنجه که برخی دوستان درخواست کرده بودند، به مجرد راه‌اندازی اعلام خواهد شد.

   ششم: آیا دوستان بانک خاصی را پیشنهاد می‌دهند که گنجه، حساب مشترک خود را در آن افتتاح کند و احیاناً بتواند از خدمات بهتری بهره‌مند شده و یا مدیریت بانک، تمایلات محیط زیستی قوی تری داشته باشد؟

   دست آخر آن که عباس محمدی عزیز هم در تارنمایش به بخشی دیگر از پرسش‌ها و نگرانی علاقه‌مندان پاسخ داده است که توصیه می‌کنم، آن توضیحات مفید را هم مطالعه فرمایید.

   اینک، پیش نویس اساسنامه گنجه پشتیبان زیست بوم؛ ویرایش دوم را منتشر می‌کنم. امیدوارم همچنان نظرات اصلاحی‌تان را از ما – بهمن ایزدی، عباس محمدی و نگارنده – دریغ نفرمایید.

 نوشته ای از :  ‌‌‌سرزمين مهر
نام شاخاب فارس در نامه رسمی جمال عبدالناصر به سران بحرین
15:49     پنجشنبه هفتم دی 1391

"جمال عبدالناصر" رئیس جمهور پیشین مصر که ملی‌گرا‌ترین رهبر جهان عرب در قرن میلادی گذشته بوده، در یکی از اسناد دولتی خود به سران بحرین از نام اصیل "الخلیج الفارسی" استفاده کرده است.

 http://tarikhirani.ir/Images/news/1304149880_document.jpg

پایگاه خبری عرب زبان "الجوار" عراق اخیراً سندی را منتشر کرده که نشان می‌دهد "جمال عبدالناصر" رئیس جمهور پیشین مصر که یکی از سرشناس‌ترین و به اصطلاح اعراب ملی‌گرا‌ترین رهبر جهان عرب در قرن میلادی گذشته و پایه‌گذار اقدامات وقیحانه‌ای در جهت تحریف هویت و ملیت ایرانیان بوده، در یکی از اسناد دولتی خود به سران بحرین از نام اصیل "الخلیج الفارسی" استفاده کرده است.

 

نام مجعول و ساختگی "خلیج ا/ل/ع/ر.. اولین بار توسط "جنبش ملی گرایان عرب" که ریاست آن را "جمال عبدالناصر" بر عهده داشت، مطرح شده است و وی در اقدامات دولتی خود در مصر به همه مدارس و دانشگاه‌های کشورش دستور داده بود که نام کهن و تاریخی خلیج فارس را حذف کنند و نام مجعول عربی را بر آن بگذارند تا در نتیجه با جعل تاریخ منطقه برای اعراب بدوی هویت ساختگی ایجاد کنند.

 

در این سند که تلگرافی از سوی "جمال عبدالناصر" به "ابراهیم العریض" از مقامات ارشد نظامی بحرین ارسال شده بود، چنین نوشته شده است: استاد بزرگوار "ابراهیم العریض" مسئول نیروی دریایی بحرین در "خلیج فارس"، با کمال خوشحالی و خوشبختی آغاز سال جدید هجری را به جنابعالی تبریک و تهنیت عرض می‌کنم.

 

این تلگراف در آن زمان به همراه نامه‌ای از سوی اتحادیه عرب برای دولت بحرین ارسال شد.

 

 منبع: خبرگزاری فارس



 نوشته ای از :  ‌‌‌سرزمين مهر
شوروي و فرقه دموكرات آذربايجان
15:50     چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391

فرمان دفتر سیاسی کمیته‌ی مرکزی اتحاد جماهیر شوروی

به میر(جعفر) باقراوف، دبیر کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست آذربایجان

درباره‌ی «اقدامات برای ایجاد جنبش تجزیه‌طلبی در آذربایجان جنوبی و دیگر استان‌های شمالی ایران»

۶ ژوئیه ۱۹۴۵ [۱۶ امرداد ۱۳۲۴] – به کلی سری – به رفیق باقراوف

اقدام‌ها برای ایجاد جنبش تجزیه‌طلبی در جنوب آذربایجان و دیگر استان‌های شمالی ایران.

۱- لازم است که اقدام‌های مقدماتی برای ایجاد منطقه‌ی خودمختار ملی آذربایجان [Oblast] با اختیارات گسترده در داخل کشور ایران آغاز گردد. هم‌زمان، جنبش‌های تجزیه‌طلبی جداگانه در استان‌های گیلان، مازندران، گرگان و خراسان ایجاد گردد؛

۲ - ایجاد یک حزب دموکرات در آذربایجان جنوبی، به نام «حزب دموکرات آذربایجان» [فرقه‌ی دموکرات آذربایجان]، با هدف راهنمایی [راهبری] جنبش تجزیه‌طلبی. ایجاد حزب دموکرات در آذربایجان جنوبی باید هم‌زمان با تجدید سازمان تشکیلات حزب توده‌ی ایران در آذربایجان جنوبی و ادغام آن و همه‌ی هواداران جنبش تجزیه‌طلبی از هر گروه [در فرقه دموکرات] انجام شود؛

۳ - در میان کردهای شمال ایران، اقدام‌های مقتضی برای جذب آنان به جنبش تجزیه‌طلبی مجزا، برای ایجاد منطقه‌ی خودمختار ملی کردستان، به عمل آید؛

۴ - استقرار یک گروه از کارگران مسؤول برای راهنمایی [راهبری] جنبش تجزیه‌طلبی و هم‌آهنگ کردن اقدام‌های آنان با سرکنسول اتحاد جماهیر شوروی در تبریز. نظارت عالی این گروه به باقراوف و یعقوب‌اوف سپرده شود؛

۵- مسؤولیت کارهای مقدماتی انتخابات آذربایجان جنوبی، برای پانزدهمین دوره‌ی قانون‌گذاری مجلس ایران، به عهده‌ی کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست آذربایجان (باقراوف و ابراهیم‌اوف) گذارده می‌شود تا اطمینان حاصل گردد که انتخاب‌شوندگان از هواداران جنبش تجزیه‌طلبی بر پایه‌ی شعارهای [اصول] زیر هستند [...]؛

۶ - ایجاد گروه‌های رزمنده، مسلح به جنگ‌افزارهای ساخت خارج، با هدف فراهم آوردن امکان دفاع برای هواداران شوروی [و] فعالان جنبش تجزیه‌طلبی دموکراتیک و سازمان‌های حزب [فرقه‌ی دموکرات آذربایجان]. مسؤولیت این مهم به عهده‌ی رفیق [نیکلای] بولگانین، همراه با رفیق باقراوف، گذارده شود؛

۷ - ایجاد انجمن روابط فرهنگی ایران و جمهوری سوسیالیستی شوروی آذربایجان برای تقویت اقدام‌های فرهنگی و تبلیغاتی در آذربایجان جنوبی؛

۸ - برای جلب توده‌های وسیع به جنبش تجزیه‌طلبی، لازم می‌دانیم که «انجمن دوستداران آذربایجان شوروی» در تبریز و در تمامی نواحی آذربایجان جنوبی و گیلان تشکیل شود؛

۹ - کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست آذربایجان شوروی مأمور است که یک مجله‌ی مصور در باکو برای پخش در ایران و سه روزنامه در آذربایجان جنوبی ایجاد کند؛

۱۰- بنگاه انتشارات دولتی (Yudin) متعهد است که سه ماشین چاپ مسطح در اختیار کمیته‌ی حزب کمونیست آذربایجان قرار دهد تا برای ایجاد امکان چاپ (tipografskaya baza) برای حزب دموکرات آذربایجان جنوبی [فرقه‌ی دموکرات آذربایجان] به‌کار گرفته شود؛

۱۱ - مسؤولیت تهیه‌ی کاغذ خوب برای چاپ مجله‌ی مصوّر در باکو و هم‌چنین سه روزنامه در آذربایجان جنوبی، به عهده‌ی Narkomvneshtorg ]کمیسر خلق برای تجارت خارجی] (رفیق [آناستاس] میکویان) گذارده شود. جمع تیراژ کمتر از ۳۰۰۰۰ نسخه نباشد؛

۱۲- به کمیساریای خلق برای امور داخلی جمهوری آذربایجان اجازه داده شود که زیر نظر رفیق باقراوف، برای کسانی که مأمور اجرای این اقدامات هستند، اجازه‌ی رفت به ایران و بازگشت از ایران صادر گردد؛

۱۳ - برای تأمین هزینه‌های جنبش تجزیه‌طلبی در آذربایجان جنوبی و انتخابات پانزدهمین دوره‌ی قانون‌گذاری مجلس، کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست آذربایجان شوروی، صندوق ویژه‌ای با اختصاص یک میلیون روبل ارز خارجی (برای تبدیل به تومان) ایجاد کند.

ششم ژوئیه ۱۹۴۵، دفتر سیاسی کمیته‌ی مرکزی

: ARSPIHMDA, f. 1, s. 89, v. 4-5

دستورالعمل محرمانه‌ی شوروی در مورد انجام مأموریت ویژه

در سراسر آذربایجان جنوبی (!) و استان‌های شمالی ایران

۱۴ ژوئیه ۱۹۴۵ [۲۴ مرداد ۱۳۲۴] – به کلی سری

I . درباره‌ی ایجاد فرقه‌ی دموکرات آذربایجان:

۱- فوری ترتیب انتقال [سفر] پیشه‌وری و کامبخش [از رهبران حزب توده] را به باکو، برای انجام مذاکره، بدهید. بسته به نتیجه‌ی مذاکره، انتقال [صادق] پادگان، ریاست کمیته‌ی ناحیه‌ای حزب توده‌ی آذربایجان، را در نظر داشته باشید؛

۲- برای ایجاد کمیته‌های تشکیلاتی در مرکز (تبریز) و مناطق دیگر (na mestakh) نامزدهای مناسب از میان دموکرات‌های موجه از میان روشن‌فکران، بازرگانان طبقه‌ی متوسط، خرده‌مالکان و روحانیان، از میان احزاب مختلف دموکرات و هم‌چنین از میان غیراعضا انتخاب و آنان را در کمیته‌های تشکیلاتی فرقه‌ی دموکرات آذربایجان وارد کنید. بالاترین اولویت مربوط به کمیته‌ی تشکیلاتی تبریز است که وسیله‌ی نشریه‌های دموکرات موجود، مانند خاور نو، آژیر و جودت و بقیه، تقاضای ایجاد فرقه‌ی دموکرات آذربایجان را خواهند نمود؛

۳ - گروه‌های مؤسس در دیگر مناطق، با چاپ تقاضا در نشریه‌ها، خواستار حمایت از ایجاد کمیته‌های فرقه‌ی دموکرات از میان فعالان تشکیلات حزب توده و دیگر تشکیلات‌های دموکرات خواهند گردید.

اجازه ندهید که این امر، تنها محدود به تغییر نام حزب توده به حزب دموکرات آذربایجان گردد. به کمیته‌ی منطقه‌ای حزب توده‌ی تبریز و تشکیلات ناحیه‌ای آن توصیه کنید که تقاضای فرقه‌ی دموکرات آذربایجان را مورد بررسی قرار داده و تصمیم به انحلال تشکیلات حزب توده گرفته و اعضا را وارد فرقه‌ی دموکرات آذربایجان بنمایند. پس از ایجاد کمیته‌ی تشکیلاتی فرقه‌ی دموکرات آذربایجان در تبریز، بالاترین اولویت، ایجاد کمیته‌های تشکیلاتی فرقه‌ی دموکرات آذربایجان در شهرهای زیر است: اردبیل، رضائیه، خوی، میانه، زنجان، مراغه، مرند، ماکو، قزوین، رشت، پهلوی، ساری، شاخ Shakh [بندر شاه؟]، گرگان و مشهد. ایجاد یک ارگان مطبوعاتی در کمیته‌ی تشکیلاتی فرقه‌ی دموکرات آذربایجان در تبریز به نام «صدای [ندای؟] آذربایجان». ترتیب تهیه‌ی برنامه‌ها و منشور برای کمیته تشکیلاتی تبریز داده شود و [...]؛

AR SPIHMDA f.1, s.89, i.90, v.9

 

(برگرفته از:  تاريخ تجزيه ايران، از ص ۳۳۱ تا ص ۳۳۶)

براي آگاهي بيشتر بنگريد به :

http://iranshahr.org/?p=3430

http://www.azariha.org

http://azar-abadeghan-2.blogfa.com/post-6.aspx

http://azargoshnasp.net/recent_history/atoor/estalinbonyaanferqeh.htm



 نوشته ای از :  ‌‌‌سرزمين مهر
به مناسبت روز كوروش بزرگ
15:38     شنبه ششم آبان 1391

كـوروش بـزرگ از نگاه ماكياولي

دكتر علی علی بابایی درمنی

افلاطون، فیلسوف بزرگ یونانی بر این باور بود که برای حل مشکلات یک جامعه، آن جامعه باید به زیر بیرق حکومت حکیمانه‌ی یک «شاه - فیلسوف» قرار گیرد. بنا به اعتقاد افلاطون، جهان مُثُل (جهان مینوی) در آن‌سوی جهان مادی (گیتی) واقع است و آن‌چه در این جهان روی می‌دهد، بازتاب ناقص آن جهان است. اما اگر انسان نمونه‌های کامل و غایت نهایی تمامی امور را که در جهان مُثُل می‌باشند را بشناسد و خود را با آن تطبیق دهد، قادر خواهد بود، جامعه‌ای بهتر از جامعه موجود، در گیتی بسازد. این وظیفه را افلاطون بر دوش کسانی می‌نهد که آن‌ها را شاه- فیلسوف می‌نامد، یعنی مردانی که توان ذهنی ممتاز و دانش فراوان دارند. «اگر در جامعه فیلسوفان پادشاه نشوند، یا کسانی که امروز عنوان شاه و زمامدار به خود بسته‌اند به راستی دل به فلسفه نسپارند، و اگر فلسفه و قدرت سیاسی با یکدیگر توأم نشوند، و همه طبایع یک جانبه امروزی، که یا تنها به این می‌گرایند یا به آن، از میان برنخیزند، بدبختی جامعه‌ها و به طور کلی بدبختی نوع بشر، به پایان نخواهد رسید.»  (1)
چنانچه در کتاب «آلکیبیادس» نوشته افلاطون نیز نکته‌ای از نگاه تحسین‌آمیز افلاطون به کورش بزرگ حکایت دارد، و به نظر می‌رسد که افلاطون شاه- فیلسوف آرمانی خود را در وجود کورش بزرگ جستجو می‌کرده است. در مناظره بین سقراط و آلکیبیادس (2)، سقراط آلکیبیادس را از چنان مقامی برخوردار می‌داند که حتی با پریکلس (3) قابل مقایسه نیست و به او می‌گوید: «بر آنم که جز کوروش و خشایارشا هیچ مردی را در نظر تو قدر و اعتبار نیست.» (4) از این سخنان، نگاه ستایش آمیز یونانی‌ها و در رأس آن‌ها افلاطون به نوع حکومت سیاسی ایران آشکار می‌شود.

ولی با تمام این اوصاف اگر در مورد بهره‌گیری یونانی‌ها از منش جهان‌داری کورش بزرگ تردیدی باشد، گزنفون شاگرد سقراط این تردید را برطرف می‌کند. نامبرده با صراحت بیشتری از استاد خود، حق مطلب را ادا کرده و در کتاب «کوروش نامه»، در لفافه، آرزوی یک یونانی را برای داشتن حاکم حکیمی چون «کوروش بزرگ» بیان می‌کند و حکومت کورش را که بر مبنای تدبیر و کیاست می‌داند، ستایش می‌کند: «در واقع در قلمرو شاهی کوروش ملل و اقوام متعددی همه طوق اطاعتش را به گردن نهادند و با وجود اینکه از یکدیگر، روزها بلکه ماه‌ها فاصله داشتند و عده‌ای هرگز او را به چشم خود ندیده بودند و برخی اطمینان داشتند که هرگز در عمر خود او را نخواهند دید، همگی یک دل و یک جهت می‌کوشیدند در زیر بیرق پادشاهی‌اش درآیند و اوامرش را تمکین کنند.» (5)

پس از گزنفون نیز ستایش از شیوه‌ی حکومت کورش بزرگ، نویسندگان یونانی، رومی و به طور کلی در اروپا ادامه یافت. حتی در میان نوشته‌های برخی از نویسندگان رومی، نشانه‌هایی دال بر این می‌بینیم که این نویسندگان کورش را پادشاهی فرهمند و چگونگی به شاهی رسیدن او را با نمادهای این فره چون خورشید به تصویر کشیده‌اند.

« سیسرون»(6) خطیب رومی به نقل از دینون حکیم یونانی نقل میکند که: «کورش بزرگ روزی خورشید را در زیر پایش دید و سه مرتبه کوشش کرد تا آن را بگیرد. ولی هر 3 بار ناکام ماند و ناامید شد. هنگامی که از خواب برخاست از یک مغ که در میان ایرانیها به دانایی شهره بود، پرسید که تعبیر این خواب چیست؟ مغ پاسخ داد که چون 3 بار برای گرفتن خورشید تلاش کرده‌ای برای 30 سال به پادشاهی می‌رسی.» (7)

استاد ابراهیم پورداود به ارتباط میان خورشید و خوره یا فره ایزدی باور دارد و کلمۀ خوره را در اصل برگرفته از خور یا خورشید می‌داند: «هرچند که در سانسکریت کلمه‌ای مترادف فر موجود نیست، اما شکی نیست که ریشه این کلمه در سانسکریت سور (Svar ) می‌باشد، که به معنای خورشید است. این کلمه در اوستا هور(Hvar )، در گاتاها خوان (Khvan ) و در فارسی خورشید گوییم.» (8)

ستایش از منش سیاسی کوروش بزرگ تا قرون وسطی در میان اندیشمندان اروپایی ادامه یافت. ماکیاولی اندیشمند بزرگ حوزۀ اندیشۀ سیاسی، از او به عنوان بنیانگذار اندیشۀ سیاسی نوین در غرب یاد می‌شود نیز یکی از ستایشگران کورش بزرگ است.
نیکولو برناردو ماکیاولی (1527-1469م) فیلسوف سیاسی، شاعر، آهنگساز و نمایشنامه‌نویس مشهور ایتالیایی در ۳ مه ۱۴۶۹ م در فلورانس ایتالیا به دنیا آمد. ماکیاولی زندگی خود را صرف سیاست و وطن‌پرستی کرد. با اینحال برخی او را به اتهام حمایت از حکومت اقتدارگرا و ستمگر همواره مورد حمله قرار داده‌اند. علت این امر جزوه کوچکی به نام شهریار (Il Principe) است که وی برای خانواده مدیچی (Medici) حاکمان فلورانس نوشته‌است. نبوغ سیاسی ماکیاولی به‌وسیله اتهاماتی که در این باره به وی نسبت داده شده تحت‌الشعاع قرار گرفته‌است. از این روست که فرانسیس بیکن او را این‌چنین می‌ستاید: « ما به کسانی همچون ماکیاولی مدیونیم، که جهان سیاست و رهبران آن را آن‌طوری که هست به ما نشان می‌دهند، نه آن‌طوری‌که باید باشد.» (9)

ماکیاولی به طور مداوم به‌دلیل حمایتش از حکومت فاسد مورد لعن بود.و حتی امروزه نیز به حکومت مستبد حکومت ماکیاولیستی گفته می‌شود. هرچند که اخیراً شخصیت حقیقی وی تا حدودی روشن شده است. بر همین اساس، به نظر می رسد هدف ماکیاولی از نگارش کتاب شهریار، کمک به حکومت ایتالیا برای حفظ وحدت و انسجام و غلبه بر سایر حکومتهای اروپایی بوده است. او در این کتاب با نگاهی واقع گرایانه به مقوله قدرت و ساز و کار حفظ آن، تأکید کرده که هدف ایجاد حکومت قدرتمند، وسیله را توجیه می‌کند.
 
در ایران نیز برخی از گروه‌های چپ، تحت تاثیر سیاستمداران اتحاد جماهیر شوروی که اصولا با هر گونه حکومت مرکزی قدرتمند در کشورهای مستقل دیگر سر ستیز داشت، چهره‌ای منفور از ماکیاولی را در ایران، ترسیم کردند. سبب این اقدامات کمونیست‌ها این بود که اتحاد جماهیر شوروی می‌کوشید تا از طریق ایادی خود، در کشورهای مستقل، حکومت‌های مرکزی را تضعیف کرده و سپس با تقویت قدرت‌های محلیِ مرکزگریز، در فرصت مناسب، استقلال آن کشور را از بین برده و بر آن تسلط یابد. چهره‌ی ماکیاولی نیز به عنوان یک میهن‌پرست ایتالیایی و کسی که در پی برقراری یک حکومت مرکزی نیرومند در ایتالیا بوده، از سوی کمونیست‌ها مخدوش شده، اما همانطور که گفتیم، با مطالعات نوین بطلان این تحریفات آشکار شده‌است.
ماکیاولی به خوبی از تاریخ ایران باستان آگاه است. برای نمونه از به پادشاهی رسیدن داریوش بزرگ این گونه سخن می-گوید: «خطرات زیادی در مرحله‌ی آماده ساختن وسایل اجرای توطئه و پیش از آنکه عمل آغاز شود، در کمین توطئه گران است، و راه مصون ماندن از آنها این است که می‌گویم: نخستین و مطمئن‌ترین و به سخن بهتر یگانه وسیله‌ی جلوگیری از خطر این است که نگذاری مجالی برای خیانت داشته باشند، بدین معنا که باید نقشه‌ات را فقط اندکی پیش از اجرای آن به اطلاع ایشان برسانی و نه زودتر. مغی از طریق نیرنگ تاج پادشاهی ایران را به چنگ آورد. اوتانس یکی از بزرگان کشور، همین که به نیرنگ مغ پی برد، با دیگر بزرگان کشور به مشاوره پرداخت و گفت که بر آن شده‌است که کشور را از حکومت استبدادی مغ برهاند. چون یکی از حاضران پرسید که عمل چه هنگام آغاز خواهد شد؟ داریوش، یکی از 6 تن که اوتانس به مشاوره خوانده بود، بر پای خاست و گفت: اگر هم اکنون بی درنگ عمل را آغاز نکنیم، راز همه‌ی شما را فاش خواهم کرد. همه موافقت کردند و قصد خود را بی آنکه وقتی برای تغییر رای باقی بماند، به انجام رساندند.» (10)

این فیلسوف ایتالیایی در چندین مورد در کتاب گفتارها، گفته-های گزنفون را در مورد کورش بزرگ تکرار کرده و نکاتی را در ستایش از تدابیر سیاسی و نظامی کورش بزرگ بیان می‌دارد: «گزنفون می‌کوشد که نشان دهد کورش در پرتو سجایای اخلاقی، افتخار و نام نیک به دست آورد و به پیروزی‌های بزرگ نائل گردید و از غرور ستمگری و اسراف و همه‌ی عیب‌هایی که زندگی انسان را لکه‌دار می‌کند، گریزان بود .»(11)

در جای دیگر ماکیاولی در مورد منش جهان‌داری کورش بزرگ چنین می‌گوید: «شاه باید بکوشد که زیر دستانش هم او را دوست بدارند، و هم از او اطاعت کنند: زیر دستان هنگامی از او اطاعت می‌کنند که قوانین را محترم بدارد و مردانگی و لیاقت از خود نشان دهد و در صورتی دوستش دارند که با آنها به عطوفت برخورد کند و مردم‌دار باشد و دارای سجایایی باشد که گزنفون به کورش نسبت می‌دهد (12)

ماکیاولی در جایی دیگر در مورد روش‌ کورش بزرگ برای آماده کردن سپاه برای نبرد توضیح داده، و این آموزش را نیز در بر دارنده‌ی نکات اخلاقی می‌داند: «فرمانده سپاه باید سرزمین و جزئیات محلی را که در آن نبرد می‌کند، نیک بشناسد. زیرا بدون این شناخت کلی و جزئی ممکن نیست به موفقیتی شایان توجه دست یابد. هر علمی برای اینکه کامل شود، نیازمند تمرین است و این علم خاص محتاج تمرین دقیق‌تر و بیشتر؛ و برای دستیابی به این علم خاص، وسیله‌ای بهتر از شکار وجود ندارد. از این رو نویسندگان قدیم می‌گویند، پهلوانانی که در روزگاران گذشته بر جهان حکومت می‌کردند، در جنگل‌ها و شکارگاه‌ها بزرگ شده‌بودند. آدمی از طریق شکار، علاوه بر این علم، بسیار چیزهای دیگر می-آموزد که در میدان جنگ به کار می‌آید. گزنفون در کتاب خود درباره‌ی زندگی کورش چنین می‌نویسد: وقتی کورش می‌خواست به شاه ارمنستان حمله کند و وسایل لشکرکشی را آماده می‌ساخت، به سپاهیان خویش یادآوری کرد که کاری که در پیش دارند، چیزی نیست جز یکی از سفرهای بارها در این سفرها همراه او بوده-اند. آنگاه به سربازانی که برای کمین کردن در کوه‌ها می-فرستاد، تذکر می‌داد، آنها مانند شکارگرانی هستند که در دره-ها دام می‌گسترانند؛ و به مردانی که می‌بایست، جلگه‌ها را بپیمایند، یادآور می‌شد که وظیفه‌ی ایشان همانند وظیفه‌ی کسانی است که جانوران وحشی را از پناهگاهشان می‌رمانند و به سوی صیاد می‌رانند. این نوشته دلیل بر این است که به عقیده‌ی گزفون شکار تصویر جنگ است و برای مردان شریف، اشتغالی ضروری و افتخارآمیز» (13)


پی‌نوشت‌ها:

1- دوره آثار افلاطون، جلد چهارم (جمهوری) ، ترجمه محمد حسن لطفی ، تهران، خوارزمی ، 1357 ، صفحه‌ی 1074.
2- آلکیبیادس (404- 450 پ.م) سیاستمدار، سخنران، فرمانده جنگی آتنی و از شاگردان سقراط بود. او یکی از فرماندهان آتن در نبرد پلوپنزی بر علیه اسپارت بود. وی در آتن زادگاهش به توهین به مقدسات متهم شد، پس به اسپارت گریخت. او در اسپارت در جایگاه یک رایزن جنگی به خدمت پرداخت و در چند لشکرکشی به آتن اسپارتیان را همراهی کرد. ولی به زودی در اسپارت نیز دشمنان نیرومندی یافت و به ایران رانده شد. در ایران او رایزن ساتراپ ایرانی تیسافرنس شد.
3-  پریکلس (429-495پ.م) سیاست‌مدار، سخن‌ران و جنگ‌سالار اثرگذار آتنی بود. وی رهبر آتن به هنگام جنگ های پلوپنزی بود. و آتن را به دولت شهری شکوهمند بدل ساخت.
4-  دوره آثار افلاطون ، جلد سوم (آلکیبادس) ، خوارزمی، تهران ، 1357 ، ص 629 .
5-  گزنفون ، کورشنامه ، ترجمه رضا مشایخی ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، تهران 1342 ، ص 2.
6- سیسرون (49-106 پ.م) خطیب معروف رومی بود. از سال۶۳ قبل از میلاد وارد صحنه سیاست شد و به مقام کنسولی دست یافت. خطابه‌های وی در مدح و ذم اشخاص معروف هستند. در بلواهای پس از قتل جولیوس سزار به دستور مارک آنتونی در سال ۴۳ قبل از میلاد جان بر سر سیاست نهاد و کشته شد.
7- Marcus Tullius Cicero, De Divinatione, ed. Armstead Falkoner, I, 23, Loeb, 1938, p274

8- پورداود، ابراهیم، یشتها، جلد دوم، انجمن ایران لیگ بمبئی، بمبئی، 1309، صفحهی 314.

9- Introducing Machiavelli. P. Curry, O. Zarate. Icon Books-

۱۹۹۵. pp.۵
10-  ماکیاولی، نیکولو، گفتارها، ترجمه‌ی محمد حسن لطفی، خوارزمی، تهران، کتاب سوم، فصل 6، صفحه‌ی 314 .
11-  همان، کتاب سوم، فصل 20،  صفحه‌ی 358 .
 
12- همان، کتاب سوم ، فصل 22، صفحه‌ی 365-364 .
13 - همان، کتاب سوم، فصل 39، صفحه‌ی 404

        تنديس ماكياولي                                تنديس كوروش بزرگ


 نوشته ای از :  ‌‌‌سرزمين مهر

12:11     دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391

    چو عضوي بدرد آورد روزگار          دگر عضو ها را نماند قرار


هم ميهنان آذريمان نيازمند ياري هستند . . .

دستان هموطنت را بگير . . .


 نوشته ای از :  ‌‌‌سرزمين مهر
محمد حسن خان صنيع الدوله ( اعتماد السلطنه )
13:18     یکشنبه هجدهم تیر 1391

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/6/61/Etemaad.jpg

محمد حسن خان فرنام به اعتمادالسلطنه فرزند حاج علي خان حاجب الدوله (اعتماد السلطنه) است . پدر ايشان علي خان مامور كشتن امير كبير شد و پس از انجام خويشكاري به تهران بازگشت و مورد اطمينان شاه بود .

محمد حسن خان به سال  1256مهي برابر با 1218 خورشيدي به دنيا آمد .

از شاگردان دوره اول دارالفنون بود و سپس با سمت نماينده نظامي به سفارت ايران در پاريس فرستاده شد .

وی در دانشگاه پاریس ٬ تاريخ ٬جغرافيا و ادبیات فرانسوی را آموخت و همچنین در هنگام اقامتش در فرانسه زبان انگلیسی را نیز فرا گرفت. در بازگشت به تهران ناصرالدين شاه وی را به سمت ریاست دارالترجمه همایونی و ترزبان(مترجم) ويژه شاه و همچنین وزیر انطباعات (چاپ و نشر) گمارد. و زير نظر او روزنامه ي سلطاني "مريخ" و "روزنامه نظامي" و ماهنامه "علمي" و روزنامه مصور "شرف" منتشر مي شد . در درازناي زندگاني خود به سمت هاي گوناگوني رسيد و سپس همچون پدرش به او فرنام اعتماد السلطنه داده شد و وزير انطباعات گرديد. البته وزارتخانه اي به اين نام وجود نداشت و خود اعتماد السلطنه از آن به عنوان وزارت مجعول ياد    مي كرد . در اين مدت توانست تعداد زيادي كتاب علمي و رمان هاي اروپايي را به فارسي برگردان و چاپ كند . اعتمادالسلطنه با همه مناصب و بخششهايي كه شاه در حق او مي كرد وضعيت مالي مناسب نداشت و از عقب افتادن خود در زراندوزي و داشتن باغ و زمين ناخرسند بود و به دليل سواد بالا خود را از ديگر درباريان بالاتر مي دانست و از بي توجهي شاه نسبت به خود بسيار مي رنجيد .

در سال 1290 مهي در سفر نخست ناصرالدین شاه به اروپا او نیز با سمت «ایشيک آقاسی باشیگری»(رئیس تشریفات) به همراه شاه به اروپا رفت شاه پس از بازگشت از اروپا تشکیلات و تغییراتی تازه در هیأت دولت ایجاد کرد در این تغییرات "امام قلی میرزا اعتماد الدوله"، پدر زن  اعتمادالسلطنه وزیر دادگستری شد و اعتمادالسلطنه نیز معاون او شد.

او شخصي هوادار روس ها بود و به همين شوند انگليس ها و عوامل درباري آنها با وي خوب نبودند . وی با "میرزا حسین خان سپهسالار" همیشه دشمني داشت و او را مورد انتقاد قرار می داد و شوند آن هم دست درازي سپهسالار به زمين پدری اعتمادالسلطنه و ساختن مسجد در آن بود و از جمله کسانی که در این مقام بود و با اعتمادالسلطنه رابطۀ خوبی نداشت "امین السلطان" بود و آن هم به شوند بی توجهی امین السلطان به اعتمادالسلطنه بود.

اما یکی از چهره های محبوب اعتمادالسلطنه ، "سید جمال الدین اسدآبادی" بود چون اعتمادالسلطنه با  سیاست های انگلیس در ایران به ویژه پشتيباني آنان از امین السلطان مخالف بود و سید جمال الدین را نیز یک شخصیت ضد انگلیسی یافته بود با سید جمال الدین همراه بود و در این راستا و با توجه به این که روزنامه های خارجی را برای شاه برگردان می کرد همیشه روزنامه «عروۀ الوثقی» که مخالف انگلیس چاپ می شد را به فارسي برگردان میکرد. وی مایل بود که سید جمال به ایران دعوت شود و هنگامي که سید به ایران آمد با او ديدار کرد و با هم به خدمت ناصرالدین شاه رفتند و سپس او را به خانه خود برد و همیشه با او نامه نگاري    می کرد و در سفر سوم شاه به اروپا نیز در «سن پطرزبورگ» با او دیدار کرد.

بايسته است كه گفته شود كه نخستین کسی که در انديشه انحصار توتون و تنباکو در ایران افتاد اعتمادالسلطنه بود که در ماه جمادی الاخر 1303 مهي به دستیاری "شیخ مهدی شمس العلماء قزوینی" و "عارف افندی عثمانی" ترزبان رسمی دولت ایران و چند نفر دیگر رساله ای درباره انحصار دخانیات ایران و مقررات مربوط به آن نوشتند و جستاري پژوهشگرانه زير نام «کلید استطاعت» درباره فواید این کار و پيشينه تاریخی پیدایش توتون و تنباکو به آن افزودند هدف اعتمادالسلطنه از نوشتن این کتابچه یافتن راهی برای افزایش درآمد شاه بود اما با این وجود شاه پیشنهاد او را نپذيرفت .

وي در سيزده نوروز سال 1313 مهي و يك ماه پيش از كشته شدن ناصرالدين شاه بر اثر سكته در سن شصت و چهارسالگي درگذشت . و در شهر نجف به خاك سپرده شد .

وي خوشبختانه يادداشت ها و يادبودهاي روزانه چند سال خود را هرچند كوتاه نوشته است و چون به اندروني شاه راه داشت نکته‌های قابل توجهی از زندگی خصوصی و مسائل پشت پرده را به نگارش درآورده ‌است. این کتاب به عنوان روزنامه وقایع امروزه از مهمترین منابع تاریخی دوره ناصری به شمار مي آيد. ديگر از نوشته هاي او : «احوال بلوک فال امیر»، «اسرار انحطاط ایران یا خوابنامه»، «تاریخ منتظم ناصری»، «صدر التواریخ»، «مرآت البلدان».... به یادگار مانده است .

http://www.iichs.org/magazine/bahar/9_khatere_6.jpg

گزيده چند خاطره از خاطرات اعتماد السلطنه :

*   *روز هفتم ماه كه شاه به قصر فيروزه مي رفت چند نفر سرباز كه حراست آن جا را مي كنند ديده بودند . بدون مقدمه فرموده بودند اگر كسي بيايد و بخواهد اسباب اينجا را ببرد و اين سربازها هم مجبور به دفاع و تيراندازي شوند آيا از عهده بر مي آيند؟ حكم شده بود ان ها را حاضر كرده بودند. اولاً تفنگ را نمي توانستند پر كنند . ثانياً تفنگ ها خالي نمي شد! اگر هم مي شد به نشانه نمي خورد! شاه عصباني شده بودند .

v    * شاه به اغواي انگليسي ها مي خواهند بر ضد دولت روس قشوني به افغانستان بفرستند. خداوند انشاءالله عاقبت ايران را از شر روس و انگليس خير كند .

v    *عصر به پارك ظل السلطان رفتم. بسيار بد عمارتي ساخته بود . معلوم نيست سر و ته آن كدام است . قريب شصت هزار تومان خرج شده . رعيت بيچاره ايران بايد از گرسنگي بميرند، شاهنشاهزاده دخل كنند و بيهوده مصرف نمايند .

v   *در اين روزها شاه وضع غريبي دارند . در اين سرما در اتاق آبدارخانه مي نشينند و تمام مردم بايد در ميان باغ زير آسمان و برف و سرما باشند. روزنامه روس به قدري از شاه بد نوشته كه هرگاه غير از اين شاه كس ديگري بود خيلي كارها مي بايست بكند . اما به قدري گرفتار مليجك بازي است كه ملتفت نيست اين ها را به او نوشته اند !

v    *طفل دو ساله از شاهنشاه زادگان موسوم به عين السلطنه فوت شد . شاه اظهار خوشحالي فرموده بودند كه خوب شد مرد . فردا كه بزرگ مي شد خرجي براي دولت ايجاد مي كرد!

v    *ابوالحسن خان، دويست اشرفي پيشكش داده و لقب فخرالملكي گرفت !

v    *امروز از عجايبات امور چيزي ديدم كه تازگي دارد . سام ميرزا كه از شعراي بزرگ بود فوت شده بود . مواجبش را به برادرش دادند . بسيارخوب. اما عجب اين است كه لقب شمس الشعرايي هم به او دادند! در صورتي كه شاعر نيست! مقرر هم شد كه در سلام شعر بخواند! يعني ديگري شعر بگويد و او بخواند!

منصب و لقب از ده سال قبل ميراث شده بود! اما فضل و هنر و دانش ميراث نبود. حالا معلوم شد اين هم ارثي شده !

 

ياري نامه :

1- گزيده خاطرات اعتمادالسلطنه به كوشش داوود سالك

2- سيد فريد قاسمی ؛ مشاهیر مطبوعات ایران، محمد حسن خان اعتماد السلطنه

3- مهدي بامداد ؛ شرح حال رجال ایران

4- يوسف متولی  حقیقی ؛ وزیر تاریخ نگار

فـــرجاميد بـا درود و شــادي

به گاه رشن روز از تيرماه


 نوشته ای از :  ‌‌‌سرزمين مهر
گاه‌شمار تجزیهٔ‌ ایران‌
13:17     دوشنبه پانزدهم خرداد 1391


گاه‌شمار تجزیهٔ‌ ایران‌

برگرفته از کتاب چکیده تاریخ تجزیه ایران (نوشتهٔ دکتر هوشنگ طالع)، صفحه 346-350

خورشیدی  میلادی  واقعه‌

1162 (دوم‌ امرداد ماه‌)1783 (24 ژوئیه‌)قرارداد تحت‌الحمایگی‌ میان‌ روسیه‌ و گرجستان‌
1174 (خرداد)1795 (ژوئن‌)آزادسازی‌ تفلیس‌ از سوی‌ آقامحمدخان‌
1175 (اول‌ فروردین‌)1796 (20 مارس‌)تاجگذاری‌ آقامحمدخان‌ در تهران‌
1176 (11 خرداد)1797 (31 مه‌)قتل‌ آقامحمدخان‌ در قلعه‌ی‌ شیشه‌
1177 (اول‌ فروردین‌)1798 (20 مارس‌)تاجگذاری‌ فتح‌ علی‌ شاه‌
1179 (6مهر)1800 (28 سپتامبر)الحاق‌ گرجستان‌ به‌ روسیه‌
1182 (آذر)1803 (دسامبر)تجاوز ارتش‌ روسیه‌ به‌ قفقاز
1183 (11 بهمن‌)1805 (31 ژانویه‌)کشته‌ شدن‌ ژنرال‌ سی‌سی‌یانف‌ ـ فرمانده‌ نیروهای‌ روسیه‌ در قفقاز
1186 (13اردیبهشت‌)1807 (4 مه‌)عهدنامه‌ی‌ فینکن‌اشتاین‌ میان‌ ایران‌ و فرانسه‌
1186 (15 تیر)1807 (7 ژوئیه‌)عهدنامه‌ی‌ تیلسیت‌ میان‌ فرانسه‌ و روسیه‌
1187 (28 اسفند)1809 (19 مارس‌)امضای‌ عهدنامه‌ی‌ مجمل‌ ایران‌ و انگلیس‌
1190 (فروردین‌)1811 (آوریل‌)اتحاد نظامی‌ با عثمانی‌ علیه‌ روسیه‌
1190 (23 اسفند)1812 (14 مارس‌)قرارداد مودت‌ ایران‌ و انگلیس‌ (مفصل‌)
1191 (7 خرداد)1812 (28 مه‌)شکست‌ عثمانی‌ از روس‌ و عهدنامه‌ بوخارست‌
1192 (2 آبان‌)1813 (24 اکتبر)تحمیل‌ قرارداد گلستان‌
1205 (4 تیر)1826 (25 ژوئن‌)آغاز مرحله‌ دوم‌ جنگ‌های‌ ایران‌ و روس‌
1206 (1 آبان‌)1827 (24 اکتبر)دستیابی‌ روس‌ها به‌ تبریز
1206 (اول‌ اسفند)1828 (21 فوریه‌)تحمیل‌ ننگ‌نامه‌ی‌ ترکمان‌چای‌
1213 (اول‌ آبان‌)1834 (23 اکتبر)درگذشت‌ فتح‌علی‌ شاه‌ و جلوس‌ محمدشاه‌
1216 (شهریور)1837 (نوامبر)اعاده‌ی‌ وضع‌ هرات‌
1216 (17 دی‌)1838 (7 ژانویه‌)قطع‌ روابط سیاسی‌ انگلستان‌ با ایران‌
1217 (امرداد)1838 (اوت‌)تصرف‌ خارک‌ از سوی‌ نیروهای‌ دریایی‌ انگلستان‌
1217 (شهریور)1838 (سپتامبر)عقب‌نشینی‌ ارتش‌ ایران‌ از هرات‌
1220 (19 مهر)1841 (11 اکتبر)تجدید روابط با انگلستان‌
1227 (13 شهریور)1848 (4 سپتامبر)درگذشت‌ محمدشاه‌ قاجار
1227 (29 شهریور)1848 (20 سپتامبر)تاجگذاری‌ ناصرالدین‌ شاه‌
1235 (3 آبان‌)1856 (25 اکتبر)آزادسازی‌ هرات‌ و اعلان‌ جنگ‌ انگلستان‌ به‌ ایران‌ متعاقب‌ آن‌
1235 (23 آذر)1856 (14 دسامبر)حمله‌ی‌ نیروهای‌ انگلیس‌ به‌ جزیره‌ خارک‌ و بندر بوشهر
1235 (10 اسفند)1857 (اول‌ مارس‌)حمله‌ی‌ قوای‌ انگلیس‌ به‌ خرمشهر و اهواز
1235 (13 اسفند)1857 (4 مارس‌)قرارداد پاریس‌ (جدایی‌ ایران‌ و افغانستان‌)
1240 (10 خرداد)1861 (31 مه‌)قرارداد تحت‌الحمایگی‌ میان‌ بحرین‌ و انگلستان‌
1244 (...)1865 (...)اشغال‌ تاشکند وسیله‌ی‌ ارتش‌ روس‌
1250 (13 شهریور) 1871 (4 سپتامبر)تجزیه‌ی‌ مکران‌ و بلوچستان‌
1259 (10 اسفند)1881 (28 فوریه‌)سقوط شهر مرور به‌ دست‌ نیروهای‌ تزاری‌
1260 (23 آذر)1881 (14 دسامبر)تحمیل‌ قرارداد آخال‌ (تجزیه‌ی‌ مناطق‌ خوارزم‌ و فرارود)
1275 (12اردیبهشت‌)1896 (اول‌ مه‌)قتل‌ ناصرالدین‌ شاه‌
1275 (19 خرداد)1896 (8 ژوئن‌)تاجگذاری‌ مظفرالدین‌ شاه‌
1285 (13 امرداد)1906 (5 اوت‌)امضای‌ فرمان‌ مشروطیت‌ از سوی‌ مظفرالدین‌ شاه‌
1285 (17 دی‌)1907 (8 ژانویه‌)درگذشت‌ مظفرالدین‌ شاه‌
1285 (28 دی‌)1907 (19 ژانویه‌)تاج‌گذاری‌ محمدعلی‌ شاه‌
1286 (8 شهریور)1907 (31 اوت‌)تقسیم‌ ایران‌ به‌ مناطق‌ نفوذ میان‌ انگلستان‌ و روسیه‌
1287 (2 تیر)1908 (23 ژوئن‌)کودتای‌ محمدعلی‌ شاه‌ (دوران‌ استبداد صغیر)
1288 (25 تیر)1909 (16 ژوئیه‌)خلع‌ محمدعلی‌ شاه‌ از سلطنت‌
1290 (27 خرداد)1911 (18 ژوئن‌)بازگشت‌ محمدعلی‌ شاه‌ به‌ کشور
1290 (13 شهریور)1911 (5 سپتامبر)شکست‌ محمدعلی‌ شاه‌ و فرار وی‌ از کشور
1290 (7 آذر)1911 (29 نوامبر)اولتیمالتوم‌ روسیه‌ درباره‌ی‌ اخراج‌ شوستر
1293 (20 تیر)1914 (12 ژوئیه‌)تاجگذاری‌ احمدشاه‌
1293 (11 امرداد)1914 (3 اوت‌)آغاز جنگ‌ جهانی‌ نخست‌
1293 (دی‌)1914 (دسامبر)تجاوز عثمانی‌ به‌ آذربایجان‌
1293 (بهمن‌)1915 (ژانویه‌)تصرف‌ تبریز به‌ دست‌ روس‌ها
1294 (آذر)1915 (دسامبر)تشکیل‌ حکومت‌ مهاجران‌ در کرمانشاه‌
1294 (دی‌)1916 (ژانویه‌)تأسیس‌ پلیس‌ جنوب‌
1295 (امرداد)1916 (اوت‌)تصرف‌ قزوین‌ و همدان‌ وسیله‌ عثمانی‌
1295 (آذر)1916 (دسامبر)تصرف‌ فارس‌ توسط انگلستان‌
1295 (بهمن‌)1917 (فوریه‌)تصرف‌ همدان‌ و کرمانشاه‌ وسیله‌ روسیه‌
1295 (24 اسفند)1917 (15 مارس‌)استعفای‌ نیکلای‌ دوم‌ امپراتور روسیه‌ و سقوط حکومت‌ تزاری‌
1296 (16 آبان‌)1917 (7 نوامبر)کودتای‌ لنین‌ معروف‌ به‌ انقلاب‌ اکتبر
1296 (12 اسفند)1918 (3 مارس‌)قرارداد برست‌لیت‌ اوفسک‌ میان‌ آلمان‌ و شوروی‌
1297 (4 خرداد)1918 (26 مه‌)اعلام‌ استقلال‌ گرجستان‌
1297 (6 خرداد)1918 (28 مه‌)اعلام‌ استقلال‌ ارمنستان‌
1297 (6 خرداد)1918 (28 مه‌)اعلام‌ استقلال‌ آذربایجان‌ (اران‌)
1297 (19 آبان‌)1918 (11 نوامبر)شکست‌ آلمان‌ و پایان‌ جنگ‌ جهانی‌ نخست‌
1297 (دی‌)1919 (ژانویه‌)شکایت‌ و گسیل‌ هیأت‌ نمایندگی‌ ایران‌ به‌ انجمن‌ صلح‌ ورسای‌
1298 (9 اردیبهشت‌)1919 (30 آوریل‌)تقاضای‌ اهالی‌ نخجوان‌ در الحاق‌ به‌ ایران‌
1298 (17 امرداد)1919 (9 اوت‌)قرارداد وثوق‌الدوله‌ ـ کاکس‌
1298 (9 آبان‌)1919 (1 نوامبر)تقاضای‌ جمهوری‌ آذربایجان‌ درباره‌ی‌ ایجاد فدراسیون‌ با ایران‌
1299(28 اردیبهشت‌)1920 (18 مه‌)تجاوز ارتش‌ سرخ‌ به‌ گیلان‌
1299 (خرداد)1920 (ژوئن‌)شکایت‌ ایران‌ از شوروی‌ به‌ جامعه‌ی‌ ملل‌
1299 (امرداد)1920 (اوت‌)گسیل‌ هیأت‌ نمایندگی‌ ایران‌ به‌ مسکو
1299 (سوم‌ اسفند)1921 (22 فوریه‌)کودتای‌ سوم‌ اسفند
1299 (هفتم‌ اسفند)1921 (26 فوریه‌)امضای‌ عهدنامه‌ی‌ مودت‌ ایران‌ و شوروی‌ قرارداد سرحدی‌ با ترکیه‌ ـ بر پایه‌ این‌ قرارداد بخشی‌ از اراضی‌ مجاور
1310 (دی‌)1932 (ژانویه‌)کوه‌ آرارات‌ به‌ ترک‌ها واگذار گردید و در برابر قطعه‌ زمینی‌ در کردستان‌ به‌ ایران‌ داده‌ شد.
1316 (17 تیر)1937 (8 ژوئیه‌)امضای‌ پیمان‌ سعدآباد میان‌ ایران‌، ترکیه‌، عراق‌ و افغانستان‌
1318 (11 شهریور)1939 (3 سپتامبر)آغاز جنگ‌ دوم‌ جهانی‌
1320 (1 تیر)1941 (22 ژوئن‌)حمله‌ی‌ آلمان‌ به‌ شوروی‌
1320 (3 شهریور)1941 (25 اوت‌)حمله‌ی‌ شوروی‌ و بریتانیا به‌ ایران‌
1320 (25 شهریور)1941 (16 سپتامبر)استعفای‌ رضاشاه‌
1320 (26 شهریور)1941 (17 سپتامبر)ورود نیروهای‌ روس‌ و انگلیس‌ به‌ تهران‌
1320 (9 بهمن‌)1942 (29 ژانویه‌)امضای‌ قرارداد سه‌ جانبه‌ ایران‌، شوروی‌ و انگلستان‌
1324 (18اردیبهشت‌)1945 (8 مه‌)شکست‌ آلمان‌ و پایان‌ جنگ‌ دوم‌ جهانی‌
1324 (24 شهریور)1945 (15 سپتامبر)شکست‌ ژاپن‌ و آغاز شورش‌ فرقه‌ دموکرات‌ در آذربایجان‌
1324 (21 آذر)1945 (12 دسامبر)اشغال‌ تبریز و اعلام‌ حکومت‌ فرقه‌ دموکرات‌
1324 (29 اسفند)1946 (19ژانویه‌)طرح‌ شکایت‌ ایران‌ از شوروی‌ در شورای‌ امنیت‌ سازمان‌ ملل‌ متحد
1325 (15 فروردین‌)1946 (4 آوریل‌)امضای‌ موافقت‌نامه‌ قوام‌ ـ سادچکف‌
1325 (5 خرداد)1946 (26 مه‌)تخلیه‌ کامل‌ ایران‌ از نیروهای‌ ارتش‌ سرخ‌
1324 (21 آذر)1946 (12 دسامبر)سقوط حکومت‌ فرقه‌ی‌ دموکرات‌
1349 (8 فروردین‌)1970 (28 مارس‌)اقدام‌ غیرقانونی‌ دولت‌ هویدا در راستای‌ جدایی‌ بحرین‌


با سپاس از تارنماي وزين ايران بوم : http://www.iranboom.ir


 نوشته ای از :  ‌‌‌سرزمين مهر
سالروز آزادسازی خرمشهر گرامی باد
22:54     سه شنبه دوم خرداد 1391
سالروز آزادسازی خرمشهـــــر

روز پایـــداری و پیـــــــروزی بر ایرانیان به ویژه پاسداران دلاور همیشگی این مرز و بـــــوم گرامی باد .


 نوشته ای از :  ‌‌‌سرزمين مهر
درباره تارنما

با درود
در اين تارنما با نوشتارهايي از تاريخ و فرهنگ و ادب ماناي ايران زمين آشنا خواهيد شد .
****************
هگل فيلسوف بزرگ آلماني : تكامل با تاريخ ايران آغاز مي‌گردد.
آغاز دگرگوني در جهان(اصل تحول) با تاريخ ايران آغاز مي شود، از اين رو ايـران ، آغاز تاريخ جهان را مي سازد .
هرودت : مردم ايــران هيچ چيز را به اندازه ي دروغ ، شوند شرمساري نمي دانند .

****************
فرزانه كسی است كه خدا را دوست می دارد و او را می ستاید .
شایستگی آدمی ریشه در كردار و اندیشه ی او دارد . نه در رنگ، باورها ، نژاد و یا پیشینیان او .
زیرا دوست من ،آگاهی تنها، نشانه ی شرافت توست، مهم نیست كه فرزند كیستی و از كدام نژادی .
" جبران خليل جبران "

ابزار تارنما